هــــــــی رفیق ...
زیادی خوبی نکن !
انسان است ،
فراموشکار است ...!
از تنهایش که در بیاید ،
تنهایت را دور میزند !
پشت می کند به تو ،
به گذشته ات ...!
حتی روزی میرسد که به تو هم میگوید :
شما !؟
کل دنیا هم بگویند دوستم دارند ...
فایده ندارد !!!
اما ...
دوستت دارم های " تو "
چه غوغایی می کند ...
روحم را تازه می کند !!!


برچسب:
نویسنده: بهنام
بــــه چـــه مینگری تــو ؟ بــــه نـگـاهــم کــــه مـسـتـانـه تـــو را بــاور کــــرد یــا بـــه افـســونـگــری چـشمانت کــه مـــرا ســوخت و خــاکـسـتـر کــــرد ؟ خـنــده دار است ، بـخـنــد !!
نلــرزد…..
نگیــرد…..


برچسب:
نویسنده: بهنام
وقــتــﮯ مـهـربـانـیــﭟ از دور
اینـﻖـدر نــزدیـــڪ اسـت
حس میــــڪـنــم
جــغــرافــیــا
یـــڪ 【 دروغ 】 تـاریـخـیـسـت . . . 

برچسب:
نویسنده: بهنام
کســي اگــر تــرا ببــوســد، روي لبهــايــت تــاکستــانــي را خــواهــد يــافــت کــه مــن کــاشتــه ام . . . 

برچسب:
نویسنده: بهنام
دلخوش به فانوسم مكن اينجا مگر خورشيد نيست با عشق انسوي خطر جايي براي ترس نيست
از كفر من تا دين تو راهي بجز ترديد نيست
با حس ويراني بيا تا بشكند ديوار من
چيزي نگفتن بهتر از تكرار طوطي وار من

برچسب:
نویسنده: بهنام
عشـــق تو شـــوخی زیبــایی بود که خدا با مــن کرد…! زیبــا بود امــا شــوخی بود….!! خدایــــا ! خط و نشان دوزخـــــت را برایـــم نکش ! جهنم تـــــر از نبــــودنش جایـــی سراغ ندارم… تنها بودن قدرت می خواهد ، و این قدرت را کسی به من داد ، که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم…


برچسب:
نویسنده: بهنام
سکوت می خواهم, سکوتــــ...
سکوتی که از حس شکفتن باشد...
سکوتی که مرا به ابتدای خاموشی ببرد...
وقتی خاموش می شــــوم...
سکوت را بهتر معنا می کنــــم...
باید در جستجوی فراموشی بود...
باید غبار فریــــاد را از حنجره پاک کرد...
باید نفس کشید , آرام...
باید در خویشتن گم شد و سوزاند...
ریشه ی تنفـــــر را...
باید به دنبال لحظه هــــا باشیم...
تا محبت پنهان شده را بجوییم....

برچسب:
نویسنده: بهنام
افسانه ها را رهــــــــا کن
دوری و دوستی کدام است؟؟؟؟
فاصله هایند که دوستی را میبلعند !!!
تـــــــــــو اگر نباشی
دیگری جایت را پر میکند....
به همین ســــــــــــادگی...
.
.
.
.
.
گاهی آدم
فعل خواستن را که صرف می کند،
اینطور می شود :
خواستم
خواستی
نشد ..
.
.
.
.
.
تو آنجا من اینجا
همه راست می گفتند
تو کجا من کجا؟؟؟؟!!!!!
.
.
.
.
.
به خــداحافــظـی تــلـخ تـو سـوگــنـد نــشــد
کـه تـو رفــتـی و دلـم ثـانـیـه ای بـنـد نـشـد
بـا چـراغـــــی هـمه جـا گـشـتـم و گـشـتـم در شـهـر
هـیــچ کـس ! هــیـچ کـس ایـنجا به تـو مانـنـد نـشـد
خواسـتـنـد از تـو بگویـنـد شـبـی شـاعـرها
عـــاقـبـت بـا قــلــم شــرم نوشـتـنـد : نـشـد 

برچسب:
نویسنده: بهنام
به خاطر سه چیز هیچگاه کسی را مسخره نکنید :
چهره
پدرومادر
زادگاه
چون انسان هیچ حق انتخابی در مورد آنها ندارد ... !!!

برچسب:
نویسنده: بهنام
خدای من...
تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم
تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم
اما...
تو در من چه دیدی که به من وفادار ماندی...؟

برچسب:
نویسنده: بهنام
قـلـــب عاشــــــقم…
لحظه ها ی خوش عاشقانه ات را لحظه شماری میکند
پس عاشقانه فریاد میزنم بیا که دوریت برای من عاشق
مثل دوری یه پرستوی عاشقست……..
به صداقت چشمانم قسم عاشقانه می گویم
به پاکی قلبم قسم عاشقانه می گویم
به طراوت باران قسم عاشقانه می گویم
که عاشـــــــــقانـــــه تا ابــــــــد دوستت دارم![]()

برچسب:
نویسنده: بهنام
روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم
تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم چون تجربه اش کردم
تنهایی را دوست دارم چون عشق دروغین در آن نیست
تنهایی را دوست دارم چون در خلوت تنهاییم در انتظار خواهم گریست و هیچ کس اشک هایم را نمیبیند
اما از روزی که با تو آشنا شدم
از تنهایی بیزارم چون تنهایی یاد آور لحظات تلخ بی تو بودن است
از تنهایی بیزارم چون فضای غم گفته سکوتم تو را فریاد میزند
از تنهایی بیزارم چون به تو وابسته ام
از تنهایی بیزارم چون با تو بودن را تجربه کرده ام
از تنهایی بیزارم چون خداوند هیچ انسانی را تنها نیافریده است
از تنهایی بیزارم چون خداوندتو را برایم فرستاد تا تنها نباشم
از تنهایی بیزارم چون هر وقت در تنهایی گریه می کنم دستان مهربانت را برای پاک کردن اشک هایم کم میاورم
از تنهایی بیزارم چون شیرین ترین لحظاتم با تو بودن است



برچسب:
نویسنده: بهنام
من تو رو تا بینهایت میپرستیدم ولی هرگز نفهمیدی
التماست کردمو در خود شکستم غرورم و باز نفهمیدی
عاشق نبودی تا که بفهمی دردم و احساسمو
هرگز نخواستی تا که ببینی ناله های قلبمو
دلمو شکستی برو دلمو شکستی
برو
برو دیگه نه نمیخوامت
فقط اینه جوابت
برو دیگه نه نمیخوامت 

برچسب:
نویسنده: بهنام
قاضی :: برای چی عفت عمومی رو خدشه دار کردی؟
متهم :: اولا که عفت نبود عصمت بود، ثانیا عمومی نبود خصوصی بود، ثالثا خدشه دار نشد بچه دار شد !

برچسب:
نویسنده: بهنام
دختری که مسخره بازی درمیاری نیگات می کنه و چشمهاش برق می زنه و زیر لب می گه عزیزم...!! دختری که روسری بد رنگ رو که براش خریدی سر می کنه و میاد به دیدنت...!! دختری که وقتی قدم می زنید و یه پسر خوش تیپ تر می بینه، خودش رو بیشتر می چسبونه بهت...!! دختری که وقتی از همه شاکی هستی و داد می زنی ، هیچی نمی گه، فقط آروم دستتو می گیره...!! دختری که روز زن براش یه شاخه گل می خری ، با به لبخند غمگین می گه مهم خودتی...!! ین دخترو حق نداری اذیت کنی...! فهميدي....؟!!! حق نداري...!!!!!!!!
ا





برچسب:
نویسنده: بهنام